آوا آقارضایی

نگارش هشتم. درس 8 نگارش هشتم

نگارش هشتم انشا در مورد تامین اجتماعی از نگاه آدم بیکار

جواب ها

Rogihii_ba

نگارش هشتم

در جامعه امروزی ما بیکار به کسی اطلاق (گفته) می شود دارای هیچ شغل و کار مشخصی نیست و به تبع آن درآمدی نیز ندارد و زندگی او به سختی و مشقت می گذرد. بدنه: وقتی شخصی بیکار است راه‌های گوناگونی را برای امرار معاش خود انتخاب می کند، مانند دست فروشی سر چهار راه ها، کارهایی مانند واکس زدن کفش، کار در میوه فروشی به صورت نیمه وقت یا کارهای ساختمانی یا کارهایی که در کارگاه‌هایی انجام می شود که تحت پوشش هیچ نوع بیمه ای نیستند. بنابراین، این افراد هم به نوعی بیکار تلقی می شوند زیرا نیازشان را فقط در زمان حال بر طرف می کنند و برای آینده برنامه و پشتوانه ای ندارند. یک فرد بیکار همیشه به این فکر می کند که اگر جایی مشغول به کار بود و شغل دایم داشت و حقوق ماهیانه مناسبی هم دریافت می کرد می توانست برای آینده‌اش برنامه ریزی کند و به زندگی‌اش سروسامان دهد، ازدواج کند و صاحب خانواده شود و برای روزگار پیری و ناتوانی نیز اندوخته ای داشته باشد که او را از دیگران بی نیاز سازد. فرد بیکار همیشه افق دیدش فراتر از زمان حال است و دغدغه هایش هم بسیار می باشد و همین دغدغه ممکن است او را در مسیرهای مختلفی قرار دهد که بعضی از این مسیرها هم ممکن است او را به بیراهه بکشاند. این وظیفه دولت ها است که با توجه به امکانات مادی و معنوی جامعه، در جامعه شغل ایجاد کند و جوانان را سر گرم کند. زیرا برای یک جوان بهترین سرگرمی کار است و شیطان برای افراد بیکار کار درست میکند و ممکن است آنان را راهی دیار ناامیدی کند که عاقبت خوبی هم ندارد. نتیجه گیری: دولت‌ها باید با برقراری بیمه بیکاری تا زمانی که فرد مورد نظر کاری پیدا کند و یا با پرداخت وام‌های اشتغال زایی برای بی‌‎‌‌کاران برای جوانان بستر مناسبی فراهم آورد تا آنان در مورد آینده نگرانی نداشته باشند و هنگامی که به سن پیری و ناتوانی رسیدند از عمری که گذرانده‌اند راضی و خرسند باشند. به امید آن روز. معرکه یادت نره

سوالات مشابه درس 8 نگارش هشتم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن