sahre

فارسی ششم. درس 10 فارسی ششم

لطفاً سوال زیر رو زود تر جواب بدید معرکه میدم تا جایی که می‌توانید جمله بسازید لطفاً سریع معرکه حتما میدم فالو هم اگر بخواهید میکنم با جملات زیر جمله بسازید محمد: حسابی: نیشابور: زیبایی: سخن: سفر: سن: هیجان انگیز: زیارت: خدا: سمرقند: مدرسه: خانه: مسجد: بلخ: دلتنگ: شهر: اذان: عصر: خواب: بیدار: نماز: پدر: مهمان: موضوع: تعجب: عادی: خبر: کاروانسرا:

جواب ها

جواب معرکه

میترا سمائی

فارسی ششم

محمد:امروز محمد برای خواندن نماز به مسجد رفت حسابی: امروز در مدرسه حسابی بازی کردیم نیشابور:نیشابور در نزدیکی مشهد است زیبایی:امروز در باغ پروانه ی زیبایی دیدم سخن:دیروز برای خواندن نماز به مسجد رفتیم و امام جماعت برای ما درمورد نماز سخن گفت سفر:ما تابستان پارسال به مشهد سفر کردیم سن:مادربزرگ من ۷۰ سال سن دارد هیجان انگیز: دیروز یک اتفاق هیجان انگیز برای من افتاد زیارت:من جاهای زیارتی را دوست دارم خدا:خدا آفریننده تمام جهان است مدرسه: ما در مدرسه درس می‌خوانیم خانه:خانه ی ما بزرگ است مسجد:من امروز با مادرم به مسجد رفتم شهر:شهر ما خانه ی ما است

جواب معرکه

کیم تهیونگ

فارسی ششم

محمد:اسم عموی من محمد است حسابی: من حسابی درسم را می‌خوانم زیبایی:زیبایی نغمه پرندگان به گوشم می‌رسد سخن:من شعر سخن را دوست دارم سفر:من وقتی به سفر میروم چیزهای جالبی یاد میگرم سن:سن من ۱۲ است زیارت : من به زیارت امام رضا میروم

جواب معرکه

mahsa :)

فارسی ششم

محمد:محمد‌با‌دوستش‌به‌ابادان‌رفت حسابی:زهرا‌از‌گرما‌حسابی‌خسته‌شده‌بود نیشابور:من‌و‌پدر‌به‌نیشابور رفتیم زیبایی: هر کسی زیبایی خودش را دارد سخن:کم‌سخن‌بگو‌ولی‌سخن‌باارزش‌بگو سفر: سینا و علی فردا به سفر می‌روند سن: سن او کمتر از سن مادرش است هیجان‌انگیز: آن روز که ما به مشهد رفتیم بسیار هیجان انگیز بود زیارت:سال‌دیگر‌قرار‌است‌با‌پدرومادرم‌ب‌زیارت‌خانه‌ی‌کعبه‌برویم خدا:خدا‌بسیار‌قوی‌و‌توانا‌است مدرسه: مدرسه بسیار جای پر نشاطی است خانه:من‌امروز‌بعداز‌ظهر‌به‌خانه‌رفتم دلتنگ:او‌دلتنگ‌خواهرش‌شده‌بود شهر:شهر‌شیراز‌بسار‌زیبا‌است اذان:صدای‌اذان‌به‌گوش‌می‌رسد عصر:من‌عصر‌قرار‌است‌به‌خانه‌ی‌عمویم‌بروم خواب:زهرا‌خواب‌بود بیدار:او‌بیدار‌بود‌ نماز: نماز خواندن باعث بخشیده شدن گناه‌هایمان می‌شود پدر:پدر‌من‌بسیار‌مهربان‌است مهمان:امروز‌مهمان‌به‌خانه‌ی‌ما‌می‌اید تعجب:او‌از‌حرفی‌که‌علی‌بهش‌زده‌بود‌تعجب‌کرده‌بود عادی:امام‌مثل‌همه‌ی‌مردم عادی‌زندگی‌می‌کرد خبر:خبر‌امدن‌امام‌خمینی‌در‌سراسر‌کشور‌پخش‌شده‌بود معرکه+فالو‌ متشکرم.
محمد: من دیروز در مدرسه محمد را کنار دیوار دیدم حسابی: دیروز که از باشگاه آمدم حسابی خسته شده بودم نیشابور: نیشابور شهر زیبایی است زیبایی: این شهر زیبایی های بی پایانی دارد سخن: این سخن خیلی ارزشمند است سفر: در راه سفر خیلی خسته شده بودم سن: سن تو چقدر است؟ هیجان انگیز: این بازی هیجان انگیز است زیارت: ما مشهد به زیارت رفتیم خدا: خدایا تو را بابت نعمت هایت شکر می کنم سمرقند: سمرقند دومین شهر بزرگ ازبکستان است مدرسه: من مدرسه بودم خانه: خانه ما زیبا است مسجد: من در مسجد دوست قدیمی ام را دیدم بلخ: بلخ پایتخت دولت یونانی باختر بود دلتنگ: من دلتنگ دیدن دوستم هستم شهر: من شهر خود را دوست دارم اذان: صدای اذان را از مسجد شنیدم عصر: عصر که از خواب بیدار شدم عمویم را دیدم خواب: صبح که از خواب بیدار شدم دیدم از سرویس جا مانده ام بیدار: من کل شب را بیدار بودم نماز: من نمازم را خواندم پدر: من روز پدر را به پدرم تبریک گفتم مهمان: دیروز مهمان داشتیم موضوع:موضوع درس ما دوستی بود تعجب: من حرف های ان مرد تعجب کردم عادی: امروز روزی عادی بود خبر: وقتی خبر را شنیدم تعجب کردم کاروانسرا: در مسافرتمان به کارونسرا رفتیم و انجا استراحت کردیم معرکه یادت نره

سوالات مشابه درس 10 فارسی ششم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام