شما اول ببین خودت به چی علاقه داری، بعد برو بررسی کن ببین این علاقت براساس توانایی ها و استعداد خودت هست یا نه ، احساسی علاقه داری،بعد برو ببین شرایط تحصیل و کار اون رشته چطوره و آیا علاقت می تونه شرایط سخت اونو برات راحت کنه یا نه...
ببین نمی دونم چطوری منظورمه بهت بفهمونم، ولی فرض کن به معلمی علاقه داری، میری فرهنگیان میخونی بعد میری سر کلاس درس میبینی ای داد من کجا و سر و کله زدن با این دانش آموزا برای اینقد حقوق کجا؟!
یا مثلا میری پرستاری میخونی بعد میری سرکار میری بیمارستان شیفت شب اول شلوغ میشه آه و ناله بیمار،داد و بیداد همراه بیمار، بیمار بد رگ و تو نمی تونی سرم وصل کنی فشار بیمار و همراه بیمار ،استرس و .... میگی ای بابا من کجا و شیفت شب و اذیت شدن بیمارستان کجا...
هرچی رو دوست داری برو با چند نفر که الان تو اون رشته دارن کار میکنن صحبت کن
ببین چیزی که حتماً بایدانجام بدی اینه که نه به حرف مشاور مدرسه نه به حرف پدر و مادر نباید گوش بدی...مشاورای مدرسه اطلاعات زیادی ندارند،فقط میدونن رقابت تو تجربی زیاده
خودت برو بررسی کن برو از یکی که الآن داره کار میکنه بپرس، هم سختی تحصیل هم سختی کارش هم درآمدش رو بپرس بعد ببین با روحیت سازگاره یا نه...
من دیدم کسی که به عشق پزشکی چند سال پشت کنکور بود بعد قبول شد رفت دانشگاه الآن افسردگی گرفته، میگه من آدم پزشکی نیستم
دیدم دانشجوی فرهنگیان که انصراف داده میخواد بره حداقل پیراپزشکی