قصّهی «یک قطره عسل» با دقّت گوش دهید و سپس دربارهی پرسشهای زیر گفتوگو کنید.
۱- سگ شکاری از نظر ظاهر چه ویژگیهایی داشت؟
جواب: لاغر اندام با رست ها و پاهای باریک و بلد
۲- شکارچی چگونه به وجود عسل پی برد؟
جواب: دید در اطراف غار زنبور های عسل پرواز میکند و از شکاف یک سنگ قطره قطره عسل میریزد
۳- شکارچی با دیدن عسل چه تصمیمی گرفت؟
جواب: تصمیم گرفت که هروز به آنجا برود و قدری از این عسل ها را بردارد و به شهر ببرد و بفروشد
۴- شکارچی چگونه موفّق شد که کوزهاش را از عسل پر کند؟
جواب: لباس های خود را محکم بست و صورت خود را با پارچه پوشاند و با احتیاط کوزه اش را پر کرد
۵- مرد بقّال پس از چشیدن عسل چه گفت؟
جواب: آفرین بر تو و این عسل! من همیشه چند جور عسل موجود دارم اما این عسل از همهی آنها بهتر است.
۶- مرد بقّال چگونه وزن عسل درون کوزه را به دست آورد؟
جواب: کوزه عسل را بر ترازو گذاشت و وزن کرد
۷- علّت شکسته شدنِ سرِ مرد بقّال چه بود؟
جواب: شکارچی کوزه را بر سر مرد بقال شکست
۸- چرا قاضی گفت: «سگ و راسو را نمی توان مجازات کرد؟»
جواب: زیرا راسو حیوان است و میخواسته یک قطره عسل بخورد سگ هم حیوان است و به راسو حمله کرده است.
۹- باسوادی و وظیفه شناس بودن چه سودی دارد؟
جواب: باسوادی و وظیفه شناسی یعنی اینکه صیاد، سگ شکاری را بدون اینکه آن را ببندد به بازار نمی آورد و مرد بقال هم راسویی که تربیت نمی پذیرد را نگه نمی دارد.
۱۰- چگونه میتوان از دعوا و زد و خورد پیشگیری کرد؟
جواب: تا زمانی که اختلاف ها تا کوچک است به داروغه و محتسب و حاکم و قاضیِ شهر مراجعه کنیم.