امیر علی

بدون درس.

بچه ها توروخدا انشا درمورد صدای اذان بنویسید قشنگ باشه خیلی زود امتحانه

جواب ها

sety

بدون درس

موضوع: صدای اذان مقدمه: بعضی صداها هستند که فراتر از یک صوت ساده‌اند. انگار که با جان آدم حرف می‌زنند و چیزی را در عمق وجودت بیدار می‌کنند. صدای اذان برای من دقیقاً همین‌طور است؛ ندایی آشنا که از کودکی تا حالا، هر بار شنیدنش حالم را دگرگون می‌کند. بدنه: وقتی صدای اذان از بلندگوی مسجد پخش می‌شود، گویی هوای شهر عوض می‌شود. ریتم زندگی شهری لحظه‌ای کند می‌شود و آدم‌ها بی‌اختیار گوش می‌سپارند. «الله اکبر» یعنی هرچه در سر داری، هر فکر و برنامه‌ای، یک لحظه کنار بگذار و به عظمتی فکر کن که از همه چیز بزرگ‌تر است. نکته‌ای که همیشه مرا شگفت‌زده می‌کند، تکرار پنج‌باره اذان در طول شبانه‌روز است. انگار زندگی می‌گوید: «در میان این همه تقلا و دویدن، یادت باشد قرار است روزی بایستی.» اذان ساعت نیست، اما زمان را در ذهن ما تقسیم می‌کند و به روزمان نظمی روحانی می‌بخشد. هر بخش آن یک پیام دارد؛ از شهادت به یگانگی تا دعوت به رستگاری. این فراخوان عمومی، طبقه و سن و سال نمی‌شناسد و همه را پای یک سفره معنوی می‌نشاند. نتیجه: صدای اذان برای من فقط دعوت به نماز نیست. یک تلنگر است، یک ایستگاه کوتاه برای توقف در میانه هیاهو. شنیدنش دل را صیقل می‌دهد و به من می‌گوید: «هنوز هم می‌شود به آسمان وصل شد، کافی است گوش بسپاری.»
♡Fatemeh♡

بدون درس

حال که پس از شنیدن نغمه جان بخش اذان چون پرنده ای سبکبال دل به آسمان عشقت می سپارم آرام وآسوده جان دست هایم را به سوی آسمان تو بالا می آورم ونیت دیدار تو را می کنم .به گفت وگو باتو می نشینم. ستاره های قلبم چشمک زنان نوید بهشت رامیدهندانگار صدای اشنایی گوش جانم رامینوازد.صدایی که بذرعشق و معرفت رادر کویر وجودم میکارد وامیدبه رحمت حق را در دلم زنده میکند. اری! اذان صدای ملایکه های خداست که خوش امد می گویند به نمازگزاران و بالهای خود را بر زمین می گسترانند تا فرش زمینیانی باشد که دعوت حق را لبیک گفته اند . نماز! اري واژه ي نماز كه مي شنوم پيمانه وجودم از لطف و رحمت حق لبريز مي شود و غنچه هاي وصل در باب وجودم شكوفا مي شود چرا كه نماز مشق عارفان و عاشقان است ، نماز نور ديده ي اهل يقين است. نمازچشمه جوشان و زلال توحيد و معرفت است و نماز وسيله عروج انسان به معراج است. وقتي به نماز مي ايستم با شنيدن ” بسم الله الرحمان الرحيم” ،گل اميدهمچون خنده اي برجانم مي نشيند وبا شنيدن والضالين گناهانم برايم تداعي ميشوند واشك خوف از چشمانم مي بارد. موضوع انشا درباره اذان نورایمان در دلم تابيدن مي گيرد و شوق وصل سراسر وجودم را فرا. دلم را آزاد از هر قيدوبندي به طرف آسمان پرواز مي دهد تا حرم امن الهي شود چرا كه خداوند خود گفته است كه در قلب شكسته جاي دارد دستانم را همچون مناره هاي مسجد رو به آسمان بلند مي كنم و به بالهاي فرشتگان پيوند مي زنم تا مرا با خود به نوروروشناي هستي ببرند.وقتي به نماز مي ايستم خودرا غرق در درياي لطف وكرامت الهي مي بينم وحوض كوچك دلم لبريز ازباران وجود واحسان خداوند ميشود وسراچه قلبم منور از نور حق ميگردد .

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن