negar

فارسی یازدهم. درس 1 فارسی یازدهم

ترادف . تضمن . تناسب . معلوم. مجهول. شاخص . نقش های تبعی . شیوه بلاغي . بدل . پارادوکس لطفا توضیح بدید

جواب ها

MR REZA

فارسی یازدهم

چیز دیگه نمی‌خوای.
....

فارسی یازدهم

سلام عزیز اگر دفترچه فرمول بیست شو داری عالیه اگر نه اینجا نمیشه همشو توضیح داد توی شاد پیام بدین براتون توضیح بدم و سوال های شبه نهایی نوبت اول رو بفرستم @O0_t801_F97_0_0_0_3_t

جواب معرکه

همش زیاااده ک😐🤣 ی توصضیح جزئی میدم خودت برو کار کن خودتم ی تلاششی بکنی بد نیستاااا تضمن ی کل ی جز تناسب ۳ یا ۴ تا چیز شبیه هم برا تبدیل به فعل مجهول اول نهاد حذف بعد را مفعول حذف بعد بقیه جمله رو مینویسی بعدم فعل رو مطابق جمله مینویسی اگه ب یا می به اول فعل معلوم بود تو فعل مجهول هم نوشته میشه شاخص ها کلمات محترم آمیز و لقب هاس مثل خاله دایی جناب آقا خانوم و ....

جواب معرکه

خاتون ملک

فارسی یازدهم

ترداف: به کلماتی که می‌تونن به جای هم‌دیگه استفاده بشن و در معنی شبیه هم‌دیگه هستن، مثال: شبان مترداف هست با چوبان یا بزرگ مترداف عظیم هست. تضمن: یک واژه زیرمجموعه‌ی یه واژهٔ دیگه‌ست، مثلاً (یک واژه عام با یک واژه خاص): فوتبال و ورزش، دست و بدن، دریا و عمان، شهر و تهران. تناسب: مجموعه کلماتی که با هم ارتباط معنایی دارن. بهش مراعات نظیر هم گفته می‌شه اما تناسب دوتا کلمه‌ست، مراعات نظیر بیشتره کلماتش، مثال: ماه و فلک و ستاره= مراعات نظیر. ماه و ستاره= تناسب معلوم و مجهول: فعلی را که فاعل یا انجام دهنده آن مشخص باشد فعل معلوم و فعلی را که انجام دهندۀ آن مشخص نباشد فعل مجهول میگن. مثلاً علی گل‌ها را کاشت، این معلومه حالا مجهولش می‌شه: گل‌ها کاشته شدند. شاخص: شاخص یعنی کلمه‌ای بدون کسره که قبل اسم میاد. مثال: سرهنگ عباسی، دکتر محسنی شاخص کسره نمی‌گیره ولی مضاف می‌گیره مثلا علامه دهخدا (علامه بدون کسره هستش پس شاخصه) ولی استادِ زبان (استاد با کسره به زبان وصل شده پس مضافه) نقش‌های تبعی: انواع نقش‌های تبعی عبارتند از: ۱. معطوف ۲. بدل ۳. تکرار معطوف، کلمه‌ی بعد از حرف عطف «و» میاد و نقشش، تابع کلمه‌ی قبل از «و» هست. مثال: احمد و رضا آمدند. رضا می‌شه معطوف. بدل، گروه اسمیه که گروه اسمی قبل از خودشو توضیح می‌ده. مثال: احمد، برادر علی، آمد. تکرار یعنی یک نقش گروه اسمی برای بار دوم بیاد. مثال نمی‌زنم دیگه خیلی واضحه. شیوهٔ بلاغی: بهم خوردن اجزای جمله به خصوص فعل که بیشتر در شعر هست رو می‌گن شیوهٔ بلاغی مثل: می‌روید ز دانه درخت = از دانه درخت می‌روید (جای فعل عوض شده) شیوهٔ عادی هم وقتی که تمام اجزای جمله سر جای خودشون هستن یعنی نهاد اول جمله و فعل آخر جمله مثال: توانا بود هر که دانا بود = فعل آخر جمله‌ست پس شیوهٔ عادیه پارادوکس یا متناقض‌نما: اگه دو کلمهٔ متناقض رو با هم یه جا به کار ببریم که جمع شدنشون با هم‌دیگه ناممکن باشه در واقع از این آرایهٔ ادبی استفاده کردیم. مثال: ای حقیقی‌ترین مجاز، ای عشق! حقیقی‌ترین مجاز می‌شه پارادوکس، چرا؟ چون هر دوشون وجود هم‌دیگه رو نقض می‌کنن ولی شاعر جوری به کارشون برده که برای خواننده اقناع‌کننده‌ست و قبولش می‌کنه!

سوالات مشابه درس 1 فارسی یازدهم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن