قول میدی که بهم تاج بدی؟ چون که خیلی برای فکر کردن و نوشتن زمان زیادی رو صرف کردم
| فعل | زمان فعل | شخص | شناسه | مصدر | بن ماضی | بن مضارع |
| :---------- | :----------- | :----- | :---- | :--------- | :-------- | :--------- |
| میکشد | حال استمراری | سوم | ـَد | کشیدن | کش | کِش |
| بیایید | گذشته التزامی | دوم | ـید | آمدن | آی | آی |
| میخواستند | گذشته استمراری | سوم | ـَند | خواستن | خواست | خواه |
| ایستادند | گذشته ساده | سوم | ـَند | ایستادن | ایستاد | ایست |
| بنشینم | حال التزامی | اول | ـَم | نشستن | نشست | نشین |
| خواهم توانست | آینده | اول | ـَم | توانستن | توانست | توان |
| سپرده اند | ماضی نقلی | سوم | ـَند | سپردن | سپرد | سپار |
| میگفت | گذشته استمراری | سوم | ـت | گفتن | گفت | گو |
| نمیتوانم | حال ساده | اول | ـَم | توانستن | توانست | توان |
**توضیحات تکمیلی:**
زمان فعل:
حال استمراری: «می» + بن مضارع + شناسه (مانند میکشد)
گذشته ساده:بن ماضی + شناسه (مانند ایستادند)
گذشته استمراری: «می» + بن ماضی + شناسه (مانند میخواستند)
حال التزامی: «ب» + بن مضارع + شناسه (مانند بنشینم) - البته در این مثال «ب» نیامده اما جزء آن محسوب میشود.
آینده:«خواهم» (یا خواهد، خواهی و...) + بن مضارع + شناسه (مانند خواهم توانست)
ماضی نقلی: بن ماضی + «ه» + شناسه (مانند سپرده اند)
حال ساده: بن مضارع + شناسه (مانند نمیتوانم)
شخص: اول شخص (من، ما)، دوم شخص (تو، شما)، سوم شخص (او، آنها)
شناسه: بخشی از فعل که شخص و گاهی شمار فعل را نشان میدهد (مانند ـَد، ـید، ـَند، ـَم، ـت)
مصدر: شکل اصلی فعل که به «ـَن» ختم میشود (مانند کشیدن، آمدن)
بن ماضی: بخشی از فعل که با حذف «ـَن» از مصدر به دست میآید یا با حذف «می» و شناسه از فعل گذشته ساده (مانند کش، آی، خواست)
بن مضارع:بخشی از فعل که با حذف «ـَن» از مصدر و افزودن «ب» یا «می» به فعل حال به دست میآید (مانند کِش، آی، خواه)