دراز تا: دراز .طول
گزند: آسیب
بخرد:دانا.عاقل
آلایش: آلودگی
والا: ارجمند. شکوه
ستبر: ضخیم .کلفت
فرهیخته: ادب آموخته. علم آموخته
پوییدن: رفتن نه با باشتاب و نه با آرامی
دد: جانور درنده
دریغ ورزیدن: کوتاهی کردن . مضایقه کردن
فر: شکوه
مردی: مردانگی
پیراسته : پاکیزه
هان: اگاه باش
خاستگاه: مبدا . محل پیدایش
گرد: پهلوان . نیرومند
بن جان: ته دل. صمیم دل
فروغ : روشنایی
داد: عدل
بسنده: کافی . بس
تیره رای: بد اندیش
فرزانگی : دانایی
خامه: قلم
پلشتی : آلودگی . نا پاکی
روشن رای: روشن فکر
نستوه: خستگی ناپذیر
ستوار:استوار . پایدار