برای پاسخ به درخواست شما، بیتی از **حافظ** را انتخاب کردم که در آن واژگانِ «کوتاهشده» یا «مخفف» بهوضوح دیده میشود:
**بیت مورد نظر:**
> «**شه** که میگشت به **چوگانِ** حریفان در دست
> **سیمبر** دیدم و در طرهی او **تاب** نبود»
---
### کلمات کوتاه یا دارای شکل خاص:
۱. **شه**
* **شکل کامل:** شاه
* **معنی:** پادشاه، حاکم. (در اینجا به استعاره، کسی که در بازیِ عشق و زندگی، قدرت و برتری دارد).
۲. **چوگانِ** (در اینجا شکلِ «چوگان» به تنهایی در متون قدیمی گاهی «چوگان» نوشته میشد اما ریشه در کلمه طولانیتر دارد).
* **شکل کامل:** چوبِ گویزنی (که از دو کلمه «چو» به معنی چوب و «گان» که پسوند است ساخته شده).
* **معنی:** ابزاری برای بازی که سر آن خمیده است؛ در اینجا نمادِ ابزارِ تسلط و بازیگردانی در دستِ معشوق.
۳. **سیمبر**
* **شکل کامل:** سیمینبَر (کسی که بدنی سفید و درخشان مانند سیم/نقره دارد).
* **معنی:** زیبارویی که پوستی بسیار سفید و لطیف دارد. (در اینجا «سیم» مخففِ نقره و «بر» مخففِ بَر/سینه یا بدن است).
۴. **تاب**
* **شکل کامل:** تابیدگی، پیچ و خم، توان و طاقت (در اینجا به دو معنی به کار رفته: هم پیچ و خمِ مو، و هم طاقت و توان).
* **معنی:** در اینجا یعنی موهای او پیچ و خم نداشت (یا کنایه از اینکه در برابرِ عشق، تاب و توان نداشت).
---
*توضیح کوتاه:* استفاده از این کلماتِ کوتاه (مخفف) در شعر فارسی معمولاً برای رعایت «وزن» (عروض) و «موسیقیِ کلام» است تا بیت خوشآهنگتر خوانده شود.