لالایی مادر مانند نخ نامرئی است که خواب کودک را به آرامش متصل میکند
وقتی مادر شروع به خواندن لالایی میکند صدای بهشتی اش ماه را به گریه میندازد چرا که شب ایستاده و به لالایی او گوش میدهد
لالایی مانند حصاری دور کودک پیچیده تا از موجودات وحشی شب محافظت کند
سایه روی دیوار ها تکان میخورد ، جغد ها هوهو میکنند ، گرگ ها زوزه کشیده و هیولا ها در کوچه خیابان ها میگردند که قصد تسخیر خانه ها را دارند
آری در کلام آخرم خواستم بگویم که تا لالایی های مادرم است این خانه تسخیر ناپذیر است
پایان:)
میشه معرکه رو بدی لطفاً برای نوشتنش خیلی تلاش کردم:)؟