بعضی از لحظات زندگی، خاص اند؛ دلم می خواهد بغلشان کنم و نگذارم از دستم بروند. روزها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارم و بی تفاوت از آنها گذر می کنم در حالیکه شاید روزی، تکرار همین روزها مایه ی حسرت من شوند و دلتنگشان شوم.
بعضی از روزها انگار برای خوشحالی من آمده بودند. روزهای خوبی را که می گذرند، بی صبرانه دوست دارم تکرار شوند؛ مثل روزهای مسافرت دسته جمعی یا لحظه دیدن شادی پدر و مادرم و … من، خواهان تکرار روزهای شاد هستم.
بهترین روزهایی که دوست دارم تکرار شوند، روزهای پرشور کودکی است؛ روزهایی که بدون دلیل می خندیدم و با کوچکترین اتفاقی شاد میشدم. آن روزها، دنیا در چشمان من بسیار بزرگتر از آن چیزی بود که تصورش را میکردم.
این ها روزهایی است که من دوست دارم دوباره تکرار شوند. هر کسی در خاطراتش روزهایی را دارد که علاقه به برگشتنشان دارد. مثلا سالمندیدلش می خواهد روزهای بی نظیر نوجوانی اش تکرار شوند. به همین دلیل است که بیشتر اوقات، مشفول فکر کردن به روزهای زیبای گذشته اش می شود.
یا کودکی که دلش می خواهد روزی را که بیشتر تفریح و خوشگذرانی کرده برایش تکرار شوند، مانند رفتن به شهربازی ه