روزیمادرمریمخیلیازدستمریمعصبانیبودوگفتکه۲۴ساعتدرگوشیهستیوامااینقدردرحمامنیستیچشاتکورنشداینقدرنشتستیپایگوشیمریمبالحنتمسخرامیزگفتهارهمثلمادربزرگهمیشهدرخونمبازباشه؟
مادرعصبانیشدوگفتمگهصدبارنگفتمدرستصحبتبکن