[MAHDIAR]

نگارش ششم.

✅متن زیر را تا یک بند (سه خط)ادامه دهید 👇 در اتاق نشسته بودم ناگهان از بیرون خانه صدایی شنیدم صدا متعلق به .........

جواب ها

minx

نگارش ششم

انگار صدای پای شخصی بود در خانه تنها بودم اما خود به خود به جذب شدم او مردی زیبا رو بود به من شکلات داد من شکلات را رد کردم و او به من گفت توهم مانند بچه های دیگر شکلات را بگیر من از او پرسیدم اول مادرم به من می گوید از بیگانگان چیزی نگیرم او با مهربانی گفت من که بیگانه نیستم من کسی هستم که همه منتظر حاضر شدنمند قلبم شروع به تپش کرد تاپ تاپ تاپ و بیهوش شدم وقتی بیدار شدم روی تختم بودم اما انگار همه ی آنها واقعیت بودند ماجرا را برای مادرم تعریف کردم او گفت امام زمان تورا دوست دارد . معرکه یادت نره خوب نوشتم که وقتی جلوی معلمت خوندی خوشش بیاد 😃 امتیاز بده دستم داره می شکنه 😅
در اتاق نشسته بودم و مشغول نوشتن تکالیفم بودم که ناگهان از بیرون خانه صدایی شنیدم. صدا متعلق به کسی بود که به نظر می‌رسید کمک می‌خواهد. قلبم تند تند می‌زد و کنجکاوی‌ام بیشتر و بیشتر می‌شد. آرام به سمت پنجره رفتم و پرده را کنار زدم. در حیاط، گربه‌ای کوچک و خیس زیر باران نشسته بود و با صدای ضعیفی درخواست کمک میکرد. در را باز کردم و با احتیاط به سمتش رفتم. گربه از سرما می‌لرزید و نگاهش پر از ترس و امید بود. او را به داخل خانه آوردم، حوله‌ای دورش پیچیدم و برایش کمی شیر گرم آوردم. کم‌کم آرام شد و در آغوشم خوابید. آن شب فهمیدم گاهی یک صدای کوچک می‌تواند دنیای کسی را پر از مهربانی کند. از آن روز به بعد، هر وقت صدایی می‌شنوم، با دقت بیشتری گوش می‌دهم؛ شاید باز هم کسی یا چیزی به کمک نیاز داشته باشد.

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام