با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگدشمن ؟
توخود چشموابرو برهم زنی سپاهی ..
دفتر شعر مرا خواندی و عاشق نشدی ؟
بر دلِ سنگتو و دفتر شعرم لعنت .
یک عمر هوایِ دل خود داشتم اما ..
یک لحظه نگاهِ تو بهم ریخت دلم را ..
هربار که میگویم دوستت دارم ؛
هزاران بار بهدوزخ فراخوانده میشوم ..