محمد :)

فارسی دهم. درس11 فارسی دهم

کسی معنی درس های ۱۱ و ۱۲ فارسی رو داره ؟

جواب ها

sahel

فارسی دهم

اره دارم ولی خطم بده میتونی بخونی،😹؟

جواب معرکه

Aylin

فارسی دهم

سلام وقتتون بخیر .......

جواب معرکه

Miss nazanin

فارسی دهم

درس یازدهم: خاک آزادگان قالب شعر: غزل ۱ – به خون گر کشی خاک من ، دشمن من بجوشد گل اندر گل از گلشن من معنی: ای دشمن من! اگر بخواهی سرزمین من را به خون بکشی و آن را نیست و نابود کنی، جوانان بسیاری هستند که در این سرزمین می‌جوشند و رویاروی تو می‌ایستند . قلمرو زبانی: گر: اگر گلشن: گلخانه، گلستان، گلزار به خون کشیدن : کشتن قلمرو ادبی: قالب: غزل(چامه) اجتماعی وزن: ت تن تن ت تن تن ت تن تن ت تن تن خاک: مجاز از سرزمین به خون کشیدن: کنایه از کشتن و نابود کردن گل: استعاره از جوانان جانباز گل اندر گل: کنایه از فراوان خاک، گل، گلشن: تناسب واج آرایی «گ» گلشن: استعاره از میهن یا گور گل بجوشد: استعاره پنهان پیام: ستیز با دشمن ۲- تنم گر بسوزی ، به تیرم بدوزی جدا سازی ای خصم ، سر از تن من معنی: ای دشمن سرزمین من ، اگر تنم را بسوزانی و با تیر بدنم را سوراخ سوراخ کنی و سر از تنم جدا کنی … قلمرو زبانی: سوختن: سوزاندن (بن ماضی: سوخت، بن مضارع: سوز) به تیرم بدوزی: جهش ضمیر به تیر دوختن: تیر زدن(بن ماضی: دوخت، بن مضارع: دوز) خصم: دشمن به تیرم بدوزی: جهش ضمیر(من را با تیر بدوزی) قلمرو ادبی: سوختن: کنایه از نابود کردن بسوزی، بدوزی: جناس سر از تن جدا ساختن: کنایه از کشتن تن، من: جناس سر، تن: تناسب موقوف المعانی ۳- کجا می توانی، ز قلبم ربایی تو عشق میان من و میهن من ؟ معنی: هرگز نمی توانی عشق میان من و مهینم را از قلبم جدا سازی. قلمرو زبانی: کجا: چگونه ربودن: دزدیدن، سریع گرفتن(بن ماضی: ربود، بن مضارع: ربا) پرسش انکاری قلمرو ادبی: واژه آرایی: من واج آرایی «ن» پیام: عشق به میهن ۴ -من ایرانی ام، آرمانم شهادت تجلی هستی است، جان کندن من معنی: من ایرانی هستم و تمام آرزویم هم شهادت است ، بدان ای دشمن که جان دادن من ، آشکار ساختن هستی است قلمرو زبانی: آرمان: آرزو، عقیده تجلی: جلوه گری قلمرو ادبی: جان کندن: کنایه از درگذشتن و مردن واج آرایی «ن» پیام: ترغیب به شهادت ۵ – مپندار این شعله ، افسرده گردد که بعد از من افروزد از مدفن من معنی: ای دشمن ، تصور نکن که گرمی علاقه من به میهنم از بین می رود که بعد از مرگم هم این گرمای علاقه از قبرم شعله می کشد قلمرو زبانی: پنداشتن: تصور کردن(بن ماضی: پنداشت، بن مضارع: پندار) افسردن: سرد شدن، خاموش شدن، یخ بستن (بن ماضی: افسرد، بن مضارع: افسر) افروختن: روشن شدن (بن ماضی: افروخت، بن مضارع: افروز) مدفن: جای دفن، گور قلمرو ادبی: شعله: استعاره از عشق به میهن افسرد، افروخت: تضاد واژه آرایی: من، از پیام: جاودانگی عشق به میهن ۶- نه تسلیم و سازش ، نه تکریم و خواهش بتازد به نیرنگ تو، توسن من معنی: ای دشمن ، در برابر تو هرگز نه تسلیم خواهم شد و نه سازش خواهم کرد و در برابر نیرنگ تو خواهم تاخت قلمرو زبانی: سازش: کنار آمدن، آشتی تکریم: گرامی‌داشت خواهش: درخواست و التماس تاختن: حمله کردن (بن ماضی: تاخت، بن مضارع: تاز) نیرنگ: فریب توسن: اسب سرکش، متضاد رام قلمرو ادبی: توسن: استعاره از هستی من یا میهن من واج آرایی «ن» پیام: عدم سازش با دشمن ۷- کنون رود خلق است ، دریای جوشان مه خوشه خشم شد خرمن من معنی: اکنون مردم همانند دریایی جوشان هستند که تسلیم تو نمی شوند و خشم و خروش آن ها نشانه این است که در برابر تو ایستادگی خواهند کرد. قلمرو زبانی: خلق: آفریده، مردم خرمن: توده غلّه دروشده قلمرو ادبی: رود خلق: اضافه تشبیهی رود خلق، دریای جوشان است: تشبیه، اغراق خرمن: استعاره از هستی خوشه خشم: اضافه تشبیهی خرمن من خوشه خشم شد: تشبیه، کنایه از افزایش و گسترش یافتن واج آرایی «خ» پیام: خیزش برای ستیز با دشمن ۸ -من آزاده از خاک آزادگانم گل صبر، می پرورد دامن من معنی: من از سرزمین آزادگان هستم که بسیار صبور هستم قلمرو زبانی: آزاده: ایرانی، آزادمرد، کسی که از اسارت بازمی‌گردد پروردن: پروراندن(بن ماضی: پرورد، بن مضارع: پرور) قلمرو ادبی: خاک: مجاز از سرزمین گل صبر: اضافه تشبیهی دامن: استعاره از هستی پیام: ترغیب به بردباری ۹- جز از جام توحید، هرگز ننوشم زنی گر به تیغ ستم گردن من معنی: اگر سرم را از تنم جدا کنی هرگز از راه یگانگی خدا منحرف نخوام شد. قلمرو زبانی: توحید: یکتاپرستی قلمرو ادبی: جام: مجاز از نوشیدنی جام توحید: اضافه تشبیهی تیغ ستم: اضافه تشبیهی یا اضافه اقترانی گردن زدن: کنایه از کشتن واج آرایی «ن» پیام: یکتاپرستی

سوالات مشابه درس11 فارسی دهم