این متن مرتبط با کتاب نگارش هشتم است.
پاسخ:
این حکایت دربارهی حاکمی است که ناشنوایی او باعث ناراحتیاش بود. حکیم به او میگوید که ناشنواییاش شاید او را از بسیاری از اذیتهای شنیداری محافظت کرده و او باید شکرگزار نعمتها و توجهات دیگری باشد که دارد. این حکایت به ما یادآور میشود که هر نقص یا کمبودی که فکر میکنیم زندگیمان را تحت تأثیر قرار داده، شاید دلیل و حکمتی دارد و ممکن است ما را از مشکلاتی بزرگتر حفظ کند.
وظیفهی ما این است که به جای تمرکز بر کمبودها، قدردان نعمتهایی باشیم که در زندگیمان وجود دارد و از آنها بهره ببریم.