شیخ رجبعلےخیاط چنین بازگو مےکند :درسن ۲۳سالگے دخترے رعنا و زیبا از بستگان دلباخته ے من شد و سرانجام در خانه ے خود مرا به دام انداخت. باخود گفتم رجبعلے خدا مےتوتند تو را خیلے امتحان کند ، یک بار تو خدارا امتحان کن واز این حرام آماده بگذر. سپس به خدا گفتم خدایا من این گناه رابراے تو ترک مےکنم تو هم مرا برای خودت تربیت کن.