malakr mili

نگارش هشتم. درس 1 نگارش هشتم

انشا درباره بی آبی

جواب ها

army girl🌙

نگارش هشتم

این روز ها در دلم غوغایی برپاست ، زیرا آب ،  این مایع زندگی بخش ،  کم کم صدایش رو به خاموشی می رود . اگر سر بگردانی خواهی دید سد کرج را که قدش هر روز آب می رود ،  می بینی دریاچه ی ارومیه را که نفسش به شماره افتاده و خواهی دید زاینده رود را که دست بر دامن قطره ای آب است  . این ها نشانه ی چیست جز خطای ما انسان ها ؟ ... گاهی با خود  فکر می کنم که ما انسان ها خیلی بی رحم هستیم ؛ به جای یاری آب ، آزارش می دهیم ، به جای تسکین بخشیدن دردش ، آن را سوزان تر می کنیم . در حالی او از ما کمک می خواهد ، بی تفاوت از کنارش می گذریم .لحظه ای نمی ایستیم تا به پشت سر نگاه کنیم و دریابیم که آب کم است . متوجه شویم که آب جاودانه نیست و اگر از بین رود جبران نناپذیر است . اما نمی ایستیم ، نمی ایستیم و  به پشت سرمان نگاه نمی کنیم . به فریاد های اطرافمان پاسخ نمی دهیم . فقط در خیالاتمان هستیم . راه می رویم و تکرار می کنیم : آب هست ، آب تمام نمی شود ، آب ... اما بی خبر از دنیای اطراف که همه در آن یک جکله بر زبان دارند : آب کم است ، آب کم است ، آب کم است . آه که چقدر جانکاه است این بی خبری ها . بیایید از خیالا

سوالات مشابه درس 1 نگارش هشتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام