sepi

فارسی دهم.

لطفااا هرکی نکات ص ۶۵ رو نوشته بفرستهههه تاج میدمممم

جواب ها

جواب معرکه

یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشهای، خفته. شوریده‌ای که در آن سفر همراه ما بود، نعره‌ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس، آرام نیافت. چون روز شد گفتمش: «آن چه حالت بود؟» گفت: «بلبلان را دیدم که به نالش درآمده بودند از درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهایم از بیشه؛ اندیشه کردم که مروّت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت، خفته.» معنی: به خاطر دارم که یک شب با کاروانی تمام شب راه رفته بودم و هنگام سحر در کنار جنگلی خوابیدم. ناگهان عارفی که همسفر ما بود، فریاد بلندی زد و به سمت بیابان دوید و یک لحظه آرام و قرار نداشت. صبح که شد از او سؤال کردم: آن چه حالتی بود که داشتی؟ گفت: صدای بلبلان بر درخت، کبک های در کوه، قورباغه های در آب و حیوانات در جنگل را میشنیدم که در حال ستایش خداوند هستند. با خودم گفتم که این انصاف و جوانمردی نیست که حیوانات در حال تسبیح خداوند باشند و من در خواب غفلت فرورفته باشم. قلمرو زبانی: بیشه: جنگل کوچک، نیزار خفته: خوابیده، دراز کشیده شوریده: کسی که ظاهری آشفته دارد، عاشق و عارف نعره: فریاد بلند، بانگ، خروش یک نفس: یک لحظه غوک: قورباغه بهایم: جمع بهیمه، چارپایان مروّت: جوان مردی، مردانگی تسبیح: خدا را به پاکی یاد کردن، سبحان الله گفتن «-َش» در گفتمش: نقش متمّم دارد (به او گفتم). قلمروادبی: رفته و خفته: سجع متوازی . دوش، مرغی به صبح مینالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش معین: دیشب تا صبح صدای ناله پرنده‌ای را میشنیدم، این ناله مرا از خود بیخود کرد و هوش از سرم بُرد. قلمرو زبانی: دوش: دیشب، شب گذشته مرغ: پرنده طاقت: تاب، توان هوش: هوشیاری بیت: دو جمله «-َم» در صبرم: نقش مضاف الیه. ۲ .یکی از دوستان مخلص را مگر آواز من رسید به گوش معنی: اتّفاقاً صدای ناله مرا یکی از دوستان صمیمی و با اخلاص شنید. قلمرو زبانی: مخلص: بیریا، صمیمی، با اخلاص مگر: اتّفاقاً بیت: یک جمله سه جزئی با متمّم «را» در یکی را گوش: فکّ اضافه: گوشِ یکی قلمرو ادبی: به گوش رسیدن آواز: کنایه از شنیدن آواز و گوش: مراعات نظیر. ۳.گفت باور نداشتم که تو را بانگ مرغی چنین کند مدهوش معنی: گفت: نمیتوانم باور کنم که صدای آواز پرنده‌ای، اینچنین تو را از خو بیخود کند! قلمرو زبانی: بانگ: آواز، فریاد مدهوش: سرگشته، حیران، متحیّر بیت: سه جمله باور و تو: نقش مفعول مدهوش: نقش مسند. قلمرو ادبی: واجآرایی «ن» مرغ: مجاز از پرنده. ۴ .گفتم این شرط آدمیّت نیست مرغ تسبیحگوی و من خاموش معنی: به او گفتم: این دور از انسانیّت است که پرندگان در حال حمد و ستایش خداوند باشند و ما انسانها ساکت و غافل باشیم. قلمرو زبانی: آدمیّت: آدم بودن تسبیحگوی: گوینده سبحاناهلل، عابد بیت: چهار جمله شرط آدمیت و تسبیحگوی و خاموش: نقش مسند. قلمرو ادبی: تسبیحگوی بودن مرغ: تشخیص و استعاره خاموش: کنایهاز ساکتبودن و سکوت تلمیح به آیه «یُسَبِّحُ هلل ما فِیالسَّماواتِ وَالارضِ» اینو معلمم فرستاد معذرت می خوام از حجم زیادش و اینشالا که کمکت کنه با آرزوی موفقیت. قلمرو ادبی: مرغ: مجاز از پرنده صبح و دوش: تضاد مرغ می نالید: تشخیص و استعاره عقل و هوش – صبر و طاقت: مراعات نظیر.

سوالات مشابه