نگاه من میدونم ماجرای یه دزد رو بنویس یه دزده میره دزدی از انبار امیر شهر امیر خشمگین میشه اونو میگه اعدام کنید خوب بعد ماجرای قطعی و جنگ و خشک سالی و اینا وقت ندارم وگرنه می نوشتم برات
این جمله به نوعی به فضولی و کنجکاوی بیجا اشاره داره در واقع میگه که کسی که فضول و بی مورد در کارهای دیگران دخالت میکنه عاقبت خوبی نخواهد داشت به نوعی میخواد بگه که فضولی میتونه به عواقب بدی منجر بشه