کشور ما همواره سر زمین سپند فر و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی است
لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست لختی بخند خنده گل زیباست
خیزید و خز ارد که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا. یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
شست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی. غتیمت است چنین شب که دوستان بینی
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد که از خیال تو خاکم شد عبیر امیز
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد. هرکس که این ندارد حقا که ندارد
یکی شادمانی به اندر میان.
میان کهان و میان مهان
تاج لطفااا