(الف)آنان با کمک اقسام مغالطهها و جدل و فن سخنوری به نشر اندیشه خود میپرداختند و بر شیوه زندگی مردم تأثیر میگذاشتند. تحت تأثیر چنین اندیشههایی، اخلاق و فضیلت میان مردم کم رنگ شده بود و بسیاری از مردم به دنبال حق جلوه دادن باطل بودند.
(ب)هستیشناسی، که درباره قوانین و احکام کلی و عامّ حاکم بر هستی و وجود بحث میکند.
۲- معرفتشناسی، که توانایی انسان در شناخت هستی را مورد مطالعه قرار میدهد.
(ج)هستی، یک امر واحد ثابت است و حرکت و شدن ندارد. او میگفت در جهان واقع، نیستی راه ندارد و نمیتوان گفت «نیستی، هست»، زیرا این جمله تناقض آمیز است. ما با یک واقعیت بدون تغییر و جاودان و فناناپذیر روبهرو هستیم
(ه)شکاکیت مطلق، یعنی شک در اصلِ دانستن و همه دانستهها، که امکان پذیر نیست.
(تاج یادت نره)