تاریخنگاری تا قرن ۱۹ میلادی تحت تأثیر چندین عامل تاریخی و فرهنگی قرار داشت که به شکلگیری روشها و سبکهای مختلف تاریخنگاری کمک کرد. در اینجا به برخی از شیوههای تاریخنگاری در این دوره اشاره میکنیم:
1. **تاریخنگاری سنتی:** در قرون وسطی و پیش از آن، تاریخنگاری بیشتر بر اساس وقایع جنگها و فتحها نوشته میشد. تاریخنگاران غالباً از دیدگاههای ملی یا مذهبی خود به نگارش تاریخ میپرداختند و هدف اصلی آنها اغلب بزرگداشت حاکمان و شخصیتهای مذهبی بود.
2. **نقد متن:** از اوایل دوره رنسانس، تاریخنگاران به نقد منابع تاریخی و بررسی صحت اطلاعات موجود روی آوردند. این دوره شاهد تاریخینگاران مانند توماسیو لیوئی و کرونیکلنویسان بود که توجه بیشتری به دقت تاریخی و منابع معتبر داشتند.
3. **روشهای علمی**: با ورود به قرن ۱۸ میلادی و ظهور روشهای علمی در علوم انسانی، تاریخنگاری نیز تحت تأثیر قرار گرفت. برخی تاریخنگاران مانند ولتر و گبن به بررسی رویدادها با متدهای علمی و منطقی پرداخته و تلاش کردند تا دیدگاههای متنوعی از تاریخ ارائه دهند.
4. **توجه به اقشار مختلف جامعه:** با رشد اندیشهپردازان و روشنفکران، تاریخنگاری به سمت بررسی جنبههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه گرایش پیدا کرد. این روند به تاریخنگاری اجتماعی و اقتصادی منجر شد که در آن زندگی روزمره مردم و تأثیرات اجتماعی بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
5. **تاریخنگاری ملی:** با شکلگیری ملتها و دولتهای ملی، تاریخنگاری ملی نیز بوجود آمد. این نوع تاریخنگاری سعی در مشروعیتبخشی به ملیتها و دولتها داشت و به ترویج حس ملیگرایی کمک کرد.
در کل، تاریخنگاری تا قرن ۱۹ میلادی روندی چندوجهی را طی کرد. از تاریخنگاری مبتنی بر روایتهای حماسی و مذهبی به سوی روشهای علمی و جامعتر، تاریخنگاران تلاش کردند تا تصویر دقیقی از گذشته انسانها ارائه دهند.