دستان درختی ک در جنگل بایکی دوست

جواب ها

آیهان خان⚽

نگارش پنجم

در یک جنگل سرسبز، درختی بزرگ و مهربان زندگی می‌کرد. او سال‌های زیادی همان‌جا ایستاده بود و به همه سایه می‌داد. روزی پرنده‌ای کوچک و تنها به جنگل آمد. او جایی برای زندگی نداشت و غمگین بود. درخت با مهربانی گفت: «می‌توانی روی شاخه‌های من لانه بسازی.» پرنده خوشحال شد و روی شاخه‌های درخت خانه ساخت. هر روز با هم حرف می‌زدند و دوست شدند. درخت از اینکه می‌توانست به پرنده کمک کند، خوشحال بود. او فهمید که کمک کردن به دیگران، دل انسان را شاد می‌کند. از آن روز به بعد، درخت دیگر تنها نبود و پرنده هم دوستی مهربان داشت. 🔴🔴معرکه یادت نره

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن