خلاصه درس هدهد
روزی هدهدی باهوش در باغی نزدیک شهر زندگی میکرد. پیرزنی مهربان در آن باغ بود و به هدهد دربارهی دامهایی که بچهها گذاشته بودند هشدار داد. اما هدهد به هوش خود مغرور بود و به حرف پیرزن توجه نکرد. وقتی برای خوردن دانهها پایین آمد، در دام گرفتار شد. پیرزن او را نجات داد و به او فهماند که غرور و بیاحتیاطی باعث گرفتاریاش شده است. هدهد نیز اشتباه خود را پذیرفت.
پیام درس: نباید به خود مغرور شویم، باید با دقت و احتیاط رفتار کنیم و مسئولیت اشتباهات خود را بپذیریم.