1-صلاح زلال مهارت خشنودی
2-نهاد:کتاب های خوب مفعول:ما فعل:می خواند
3-از شدت ترس و دلهره ناتوان شد و ناگهان در جای خودش ایستاد . از شدت خستگی قدرت حرکت کردن نداشت.
4-الف)نوع جمله امری و علامت نقطه
ب)نوع جمله عاطفی و علامت تعجب
5-قافیه:دل و حاصل ردیف:شود و شود
6-مقتدر :قدرتمند عجز:ناتوانی معصوم:پاک و بی گناه غوغا:همهمه
7-ای به وجود آورنده پایه های جهان ،هیچکس نمی تواند در کار تو دخالت کند.
سرما و تمام آنچه که موجب دل سردی و افسردگی می شد از بین رفت.
هیچگاه شاخه بی ریشه رشد نمی کند و پربار نمی گردد،بنابراین برای قوی شدن در زندگی باید تلاش کرد و تجربه کسب نمود . تو باید تلاش و کوشش کنی و وظیفه من نیز پند دادن به توست.
ای کسانی که منتظر رسیدن بهار هستید ،فصل شکوفایی فرا رسیده است . به گل ها مژده دهید زیرا یار آمده است
گفت:عزیز پدر توهم اگر می خوابیدی بهتر بود تا اینکه پشت سر مردم حرف بزنی(غیبت کنی)