𝓜𝓸𝓫𝓲𝓷𝓪

فارسی هفتم. درس 12 فارسی هفتم

صلامم چطورین انشاء درباره خانه ای بعد زلزله🙂🌚🌛

جواب ها

زهرا ..

فارسی هفتم

مقدمه: زمین لرزه یک حادثه غیرمنتظره طبیعی است که بی هیچ مقدمه و در هر ساعت از شبانه روز ممکن است به وقوع بپیوندد و ساختمان ها و مراکزی که به صورت غیر اصولی و استاندارد ساخته شده باشند، فرو می ریزد و جان هزاران انسان به خطر می افتد. بدنه: زمین دارای لایه های درونی متعددی است که در زیر هر لایه ممکن است سنگهای بزرگ و متفاوتی وجود داشته باشند که به هنگام حرکت به سطح زمین فشار می اورند و زمین به لرزه در می آید.گاهی ممکن است گرد و خاک یا نورهایی به رنگ های متفاوت در آسمان دیده شود که قطعی و اثبات شده نیست و یک احتمال است. زمین لرزه بر اثر فشار لایه های درونی زمین به پوست زمین شکل می گیرد. واحد اندازه گیری آن ریشتر بوده و توسط مراکز معتبر زلزله شناسی مشخص شده و اعلام می گردد. ایران در نوار زلزله خیز جهان قرار دارد و هر از چند گاهی زلزله ای ویرانگر منطقه ای از کشورمان را ویران می کند. زلزله های بوبین زهرا، منجیل و رودبار، بم در استان کرمان از زلزله های ویرانگری بوده اند که آسیب های جدی به هم وطنان وارد کرده اند. اگر به هنگام ساخت مراکز اداری و مسکونی به شیوه ساخت آنها خوب دقت شود، ممکن است خطرات کمتری رخ دهد. زلزله سنج یا زلزله نگار بسیار دقیق عمل کرده و پایین ترین پس لرزه ها را هم مورد ارزیابی و درجه گذاری قرار می دهد. نتیجه گیری: زلزله بم رویداد طبیعی غیرقابل پیش بینی است که رخداد ان از کنترل انسان خارج است ولی ما انسانها می توانیم با احساس مسئولیت و کمی وجدان از تعداد مرگ و میرش بکاهیم. ساخت اصولی ساختمان، داشتن مراکز زلزله نگار معتبر و ایمن سازی ، آموزش های لازم برای زلزله می تواند تعداد کشته را کمتر نماید. در پایان خالق این همه حوادث خوب و شیرین را شکر که هر از چندی ما را به خود می آورد. تاج لطفاً
🖤z.m... ..:)

فارسی هفتم

بوی غم میداد این خانه ! خانه خاطراتم که کنون ویران شده است . به هر سمت که نگاه می اندازی چیزی جز اجزای ویران شده ی خانه را نمیبینی تمام وسایل شیشه ای خورد شده است . اما در بعضی خانه ها به جز شیشه خورد ها و وسایل ویران شده انسان هایی را میبینیم که غفلتشان باعث شده آجر ها و وسایل خانه او را در آغوش خود بگیرند . و پایان زندگی او باشد . تاج لطفاااا 😉
robi rashed

فارسی هفتم

تاج بده لطفاً سلام زلزله جان کاش بی خبر نمیامدی کاش خبر می دادی که قرار است بیایی تا من از غذای مادرم که با زحمت و در تنگدستی برایم پخته بود ایراد نمیگرفتم و با عشق می خوردم کاش دستای پینه بسته ی پدرم را در این سرمای سرد آجر رو آجر می گذارد تا بتواند شکم ما را سیر کند می بوسیدم کاش می توانستم خواهر کوچکم را نگه دارم تا مادرم بتواند راحت به کارهایش برسد کاش شب را در بغل پرامن مادرم بودم و برایم قصه همیشگی را می گفت ومن به خواب می رفتم می دانی زلزله جان به جای آغوش گرم مادرم زمین سرد مرا در آغوشش گرفت به جای غذای مادرم دهانم پر از خاک و کلوخ شد و به جای دستان پدرم سقف خانه یمان بر سرمان آوار شد مهمانی آمدنت زیاد طول نکشید ولی تمام زحمات پدرم آجر هایی که روی هم گذاشته بود تا خانه ایی باشد برای مردم شهرمان هیچ وقت آدم های مهم به روستایمان نیامده بودند ولی حالا روستایمان مر شده از آدمهای رنگارنگ برای کمک به مردمی که حالا زیر آوار مانده بودند کاش زودتر می آمدند نمی دانم شاید زلزله تو باید می آمدی تا روستای کوچکمان،بزرگ می شد. آمدنت سبب خیر شد. ولی حیف که مردم مهربان روستایمان نیستند تا ببینند زیر آوار برای همیشه به خواب رفته اند خوابی ساکت و طولانی می دانی زلزله دلم برای مردم روستاهای بعدی می سوزد که قرار است زیر آوار جان دهند تا مردم کشورمان به خودشان بیایند و قدر زندگی رابدانند و باهم مهربان باشند. کاش! زلزله، جان من رو میگرفتی و جان ... را نمیگرفتی

سوالات مشابه درس 12 فارسی هفتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام