منم. همین طوری بودم. ولی مثل آب خوردن بود
شب تا ساعت ۲ نخوابیدم همش کتابو میخوندم
سر جلسه امتحان وقتی سوالات و دیدم خندم گرفت. انقدر آسون بود که من تا ساعت ۲ نخوابیم میخواستم بکشم دبیر مون رو که انقدر آسون سوالاتو طرح کرده بود. اول داشت میگفت خیلی بخونین امتحان خیلی سخته نگم خدا دبیر عربی رو چیکار کنه