ArcVi

نگارش نهم.

صفحه 107 نگارش رو برام میفرستید🥲

جواب ها

جواب معرکه

حورا ایمانی

نگارش نهم

قول میدی که بهم تاج بدی؟چون که خیلی برای فکر کردن و نوشتن زمان زیادی رو صرف کردم 💢 جواب طولانی این حکایت پاسخ: این حکایت از از این بابت است که فردی مریض می شود و دوستش به عیادتش می رود. اما گویا دوستش به جای عیادت به مهمانی آمده و صحبت از گذشته می کند. او حال و روز بیمار را نمی بیند و هی حرف می زند، تا وقتی که حال بد بیمار را از زیاد حرف زدن او می بیند از او می پرسد که حالت چه شده؟ خوب هستی؟!بیمار جواب می دهد که اصلا خوب نیستم، زیاد حرف زدن تو حال من را نابسامان کرده و اصلا نمی گذاری استراحت و آرامش داشته باشم. خب خلاصه این حکایت به ما میگوید که ما باید وقت شناس باشیم، هر کاری را در هر وقتی انجام ندهیم، در موقع خودش بخندیم، در موقع خودش گریه کنیم، در موقع خودش حرف بزنیم و گاهی اوقات سکوت کنیم. هر کاری زمان مناسب و مشخص به خودش را دارد. آدمی که به مجلس ختم می رود نباید لباس روشن بپوشد یا بخندد و دلقک بازی دربیاورد. آدم باید وضعیت و شرایط زمان و مکان و دیگران را درک کند. وقتی که بهاره نباید تو خونه نشست و گوشه نشینی کنه یا موقع زمستان برود گشت و گذار. یا وقتی میبینیم کسی غمگین است باید به جای حرف های بی ربط با او احساس هم دردی کنیم و به اون انگیزه بدهیم و شادی را به او تزریق کنیم.

جواب معرکه

aten

نگارش نهم

لطفا تاج بده.

سوالات مشابه