معنی کلمات درس نهم فارسی ششم
هجری: مربوط به هجرت پیغمبر(ص) از مکّه به مدینه
اساسی: مهم
مراجعه کنندگان: برگشت کنندگان، کسانی که به جایی یا چیزی، بر میگردد
تحقق: بررسی کردن، پرسیدن در مورد چیزی
شمسی: سالی که بر مبنای گردش زمین به دور خورشید محاسبه شده باشد
عظیمی: بزرگی
طرز: شیوه، روش
طب: پزشکی
داروندار: همهی دارایی، مال ثروت
نقل: بازگو کردن، بیان سخن
صحیح: درست
از پای در آورده بود: به کنایه او را نابود کرد
درگذشت: فوت کرد، مرد
تأخیر: عقب انداختن، درنگ کردن
دایره المعارف: دانش نامه ، کتابی شامل اطلاعاتی دربارهی علم، ادب، هنر و مانند آن ها
صمیمی: هم دل بودن، مهربان بودن
حجره: اتاق، خانه، غرفه
رحلت: از این دنیا رفتن، مٌردن
فراگرفتم: یادگرفتم
دیوان: مجموعهی شعرها ی یک شاعر که در یک کتاب چاپ شده است
تعلیم: یاد دادن
رحمت الله علیها: رحمت خداوند بر آن ها باد
اطلاعات: خبرها، آگاهی ها، دانستنی ها
به هر نحو: به هر شکل
معلومات: مجموعه دانش ها و آگاهی ها
زهر: سم، تلخی آزار
متون: جمع متن، نوشته ها
معاصر: هم دورهی ما
تکمیل: کامل کردن
هجر: دوری، جدایی
معتبر: با اهمیت، قابل توجّه
سرشار: پٌرمفصّل ترین: گسترده ترین، مشروح ترین
غریب: نا آشنا، بیگانه
هم خانواده درس نهم فارسی ششم
تکمیل = کامل، کمال، مکمل
فصل = مفصّل، فصول، فاصله
شهرت = مشهور، مشاهیر، شهره
تعداد = عدد، تعدد، متعدد، اعداد
مراجعه = راجع، رجوع، مرتجع
اشخاص = شخص، شاخص، متشخّص
اطلاعات = مطّلع، اطلاع، اطلاعیه، مطالعه
علّامه = علوم، معلّم، علم
شعر = شاعر، شعور، مشاعره، اشعار
معتبر = اعتبار، اعتبارات
حافظه = حفظ، محفوظ، حفاظ، محافظت
رحلت = ارتحال، راحله، راحیل
تعطیل = معطّل، تعطیلات
مشرق = شرق، اشراق
لحظه = لحظات، لحاظ
نذر = نذری، نذورات
هجر = هجران، مهاجر، هجرت
غریب = غرب، غریبانه، غروب، مغرب
جاودان = جاوید، جاودانه
طاهر = مطهر، تطهیر، طاهره
تألیف = مؤلف، تألیفات
طلب = طالب، طلاب، مطلوب، مطالب
مخالف و متضاد درس نهم فارسی ششم
دارا ≠ ندار
غافل ≠ آگاه
سبک ≠ سنگین