روزی که دوست دارم تکرار شود روز اول مدرسه بود من خیلی خوشحال بودم از اینکه
توانستم پایه های خیلی سختی رو کنار بزنم
و وارد یک دوره ی جدید دبیرستان شدم روز اول خیلی غریب بودم بعضی از دوستایم انجا بودند با انها رفت و امد میکردم تا اینکه با همه ی کلاس اشنا شدم و مدرسه برایم جا افتاده بود
وقتی بعد چند روز میرفتم مدرسه دیگه
احساس غریبی نکردم
یکی از جذاب ترین روزهای زندگی ام بود ولی به هر ترتیب این روزهم مانند روزهای دیگر گذشت…خیلی دوست دارم به آن روزها برگردم و دوباره آن روزها تکرار شود ولی افسوس که نمی توان زمان را به عقب بازگرداند و روزهای خاطره انگیز را تکرار کرد همه ما گاه و گاه لحظات زیبا و دل انگیزی را تجربه کرده ایم که باز می خواهیم دوباره تکرار شوند تا بتوانیم دوباره از آن روزها استفاد کنیم
تمامممم
تاج لطفااااا