الاحه

نگارش هشتم.

میشه این حکایت رو. باز نویسی کنید آورده اند انوشروان عادل در شکار گاهی صیدی کباب کرده بود و نمک نبود غلامی را به روستا فرستاد تا نمک حاصل کند گفت زینهار تا نمک به قیمت بستانی تا رسمی نکردد و دیه خراب نشود گفتند این قدر چه خلل کند گفت بنیاد ظلم در جهان اول اندک بوده است و به مزید هر کس بدین در چه رسیده است

جواب ها

زهرا

نگارش هشتم

روزی انوشیروان عادل در شکارگاه برای خودش غذایی پخت اما نمک نداشت. غلامی را فرستاد تا از روستا نمک بیاورد. غلام برگشت و گفت نمک را فقط وقتی می‌توان فروخت که قیمت تعیین شده و رسمی شود وگرنه ضرر می‌شود. دیگران پرسیدند مگر این‌قدر اختلاف قیمت چه اشکالی دارد؟ غلام پاسخ داد که ریشهٔ تعدی و ستم در دنیا از اوایل کم بوده و با اضافه شدن هر ناحقی بیشتر شده و حالا هرکس از این راه سود می‌برد. (در واقع او می‌خواهد بگوید از کم‌کم ظلم‌ها جمع شده و حالا به زیان مردم انجامیده.)

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن