Elisa

پیامهای آسمانی نهم.

تازه رفتم لب پنجره یه یه ساعتی میشد همش رعد و برقای کوچیک می‌زد یه لحظه پرسیدم خدایا منو دوست داری یا نه حاجی بزرگترین رعد و برق رو زد که تو عمرم ندیدم اینقدر رفتم تو شک نزدیک بود گریه کنم اصلا خیلی عجیب بود ...

جواب ها

جوابی تا کنون ثبت نشده

سوالات مشابه