معرکه یادت نره لطفاً 🍓 🎀
۱هانیه امروز صبح زود بیدار شد تا برای امتحانش درس بخواند.
۲دخترک نقاش، با قلمموهای رنگیاش، تصویری زیبا را روی بوم کشید و هانیه از دیدن آن بسیار لذت برد.
۳در پارک، هانیه و دوستانش مشغول بازی و خنده بودند و صدای شادیشان تا دوردستها میرفت.
۴وقتی مادربزرگ قصهی قدیمی را برای نوههایش تعریف میکرد، هانیه با دقت گوش میداد و چشمانش از کنجکاوی برق میزد.