هزینه های دانشگاه گران بود قادر به پرداخت آنها نبودم به تنهایی
شکست یک عدد از شیشه های آزمایشگاه پس سوخت همه چیز
می آورد تاجر کالا های جدیدی به مغازه اش برای فروش
شروع میکند پدرم روزش را با خواندن روزنامه همیشه
نجات داد ادیسون کودکی را از زیر قطار
1 نفقات
2 احترق
3نصائع
4الصحیفه
5انقذ