نظم در لغت به معنی آراستگی،انتظام، انضباط، ترتیب، سازماندهی، قاعده، قانون و نظام استانضباط یا آرایش را میتوان با عنوان وضعیتی تعریف کرد که چگونگی رخ دادن یا حاصل شدن یک رویداد یا نتیجه را در هماهنگی عناصر مرتبط شرح میدهد. نظم چه در زبان چه در عمل یک فعل یا اسم مشتق نیست و فاعل و مفعول ندارد.
معرکه یادت نره