پاسخها:
---
معنی واژههای مشخص شده
(بر اساس متن)
متاع → کالا، دارایی
احزان → غمها
مفتون → شیفته، دلباخته
متانت → وقار، سنگینی و آرامش در گفتار و رفتار
---
معنی و مفهوم شعر و نثر
نعمتت بار خدایا...
نعمتهای خدا بیپایان است و هیچکس نمیتواند شکر کامل آن را به جا آورد.
همه سر به سر تن به کشتن دهیم...
بهتر است جان خود را فدای وطن کنیم تا اینکه کشور را به دشمن بدهیم.
نام تو رخصت رویش است...
نام خدا باعث زندگی و طراوت و رشد است و همه موجودات او را میشناسند.
اول آن که تکبر از من دفع شود...
اولین خواسته این است که غرور از بین برود و دوم اینکه دل تو شاد شود.
تو خود را مرنجان ای طرار...
اگر یکی از دوستان در خواب یا غفلت است، دیگری بیدار و آگاه است؛ پس نگران نباش.
---
درک مطلب
چرا شاعر میگوید فصل غریبی سر آمد؟
چون دوران تنهایی و غربت پایان یافته و مردم آن شخص را شناختهاند و دیگر احساس غربت نمیکند.
چرا انسان باید دشمن هم داشته باشد؟
چون دشمن باعث میشود انسان باورهایش را بررسی کند، دچار غرور نشود و خود را اصلاح کند.
خداوند به دل و کردار مینگرد یعنی چه؟
یعنی ارزش انسان به ظاهر و گفتار نیست، بلکه به نیت قلبی و عمل او بستگی دارد.
منظور از دف زدن و کف زدن چیست؟
نشانه شادی و سرور و ابراز خوشحالی است.
چرا باید از همنشین بد دوری کرد؟
چون حتی اگر انسان مثل او نشود، به خاطر معاشرت با او بدنام میشود و رفتار او روی انسان اثر میگذارد.
معرکه فالوووووو امتیاز یادت نرههههههههههه