استعاره نامیدن چیزی است به نامی جز نام اصلیاش، هنگامی که جای آن چیز را گرفته باشد. سکاکی استعاره را مجازی میداند که مناسبت و پیوستگی میان معنای اصلی و غیراصلی در آن از جهت مشابهت است؛ لذا استعاره نوعی مجاز لغوی بر مبنای تشبیه است که در آن یکی از دو طرف تشبیه (مشبه با مشبهٌبه)، ادات تشبیه و وجه شبه حذف شدهاست.
......
تاج یادت نره
🖌اضافه تشبیهی:
بین مضاف و مضافٌ الیه رابطه ی شباهت وجود دارد. در اغلبِ کابردهای ِ این نوع اضافه، جای دو کلمه عوض می شود :
لب ِ لعل= لعل ِ لب - گیسوی ِ کمند = کمند ِ گیسو - ابروی کمان = کمان ابرو
🖌اضافه استعاری:
هرگاه مضاف از کلمه ی دیگری گرفته شده و به مضافٌ الیه نسبت داده می شود و در معنای اصلی خودش نیست، بلکه مفهوم مجازی داردو نوعی رابطه ی شباهت بدون ذکر مشبه به در آن وچود دارد . در اضافه ی استعاری، مضافٌ الیه اصل است:
دست ِ روزگار (مجازاً: قدرت روزگار) - چنگال ِ مرگ: (مجازاً : کشنده بودن یا خونخوار بودن ِ مرگ) - خنده ی گل (مجازاً: شکفتن زیبای گل) - گریه ی ابر (مجازاً: بارش ِ باران از ابر)
🖌اضافه اقترانی:
هرگاه رابطه ی بین مضاف و مضافٌ الیه همراهی یا بیان علّت و چگونگی انجام کار یا پذیرفتن حالتی باشد، این اضافه پدید می آید. در هر اضافه ی اقترانی ، همزمان چهار ویژگی زیر دیده می شودوکار اصلی با مضاف است.
الف) مضاف جزئی از فعل جمله هست که جنبه ی کنایه ای دارد
ب) مضافٌ الیه یکی از خصوصیات یا اعمال بد و خوب انسان است
ج) 'کسره ی نقش نمای اضافه' در معنای 'همراه با'، 'به قصدِ' و 'از رویِ' می آید
د) می توان مضافِ الیه را از مضاف جدا کرد و حالت قیدی (قید چگونگی، حالت یا علّت) به آن داد
مثال: دست انابت به درگاه خدا بلند کرد : دست بلند کردن: مشغول دعا شدن، انابت: توبه کردن از 'اعمال مثبت' است ، 'نقش نمای اضافه در این جا به معنی قصد ِ یا از رویِ بهکار رفته ، می تون گفت: 'به خاطر توبه' دستش را بلند کرد