حنانه امیری

فارسی پنجم.

لطفا شهر چشمه و سنگ رو به صورت داستانی برام ارسال کنید

جواب ها

نمیدونم والا

جواب معرکه

هلنا کمک یار

فارسی پنجم

روزی چشمه ای به سنگی برخورد کرد و از آن خواهش کرد تا به او راه عبور دهد اما سنگ لجباز و سنگ دل و تیره دل به او سیلی زد و گفت:« ای پسرک از جلوی چشمانم دور شو اما چشمه ناامید نشد و تلاش بسیارب کرد و موفق شد راهی برای عبور پیدا کند. عزیزم معرکه بدی ممنون میشم

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن