جواب سوال اول =1:تأمین منافع نفتی و اقتصادی: با کشف و توسعه صنعت نفت در ایران، منافع اقتصادی بریتانیا در این کشور بسیار افزایش یافت. انگلیسیها به دنبال حفظ و گسترش این منافع بودند و نظام سلطنتی ایران را به عنوان یک شریک بالقوه یا مانعی برای این اهداف میدیدند. آنها ممکن بود به دنبال سیستمی باشند که ثبات بیشتری را برای سرمایهگذاریهایشان تضمین کند یا دسترسی آسانتری به منابع نفتی فراهم آورد.
2:مقابله با نفوذ قدرتهای رقیب (به ویژه روسیه تزاری و بعدها شوروی): در آن دوره، رقابت شدیدی بین قدرتهای اروپایی، به خصوص بریتانیا و روسیه، بر سر نفوذ در ایران وجود داشت. سیاستمداران انگلیسی تلاش میکردند تا از نفوذ روسیه در ایران بکاهند و ایران را به عنوان حائلی در برابر گسترش قدرت شوروی حفظ کنند. تأثیرگذاری بر نظام سلطنتی ایران میتوانست راهی برای تقویت متحدان خود و تضعیف نفوذ رقبایشان باشد.
جواب سوال 2=:توقف احمد شاه در اروپا، این باور را در ذهن مردم ایران تقویت میکرد که شاه ایران به مسائل و مشکلات کشورش بیتوجه است و ترجیح میدهد در خارج از ایران به امور شخصی یا تفریحات خود بپردازد.
این رفتار میتوانست منجر به تقویت باورهای زیر شود:
بیکفایتی و عدم مسئولیتپذیری شاه: مردم ممکن بود شاه را فردی نالایق و فاقد توانایی لازم برای اداره مملکت بدانند.
عدم تعلق شاه به ایران و مردمش: دوری طولانی مدت شاه از کشور میتوانست این تصور را ایجاد کند که او خود را بخشی از مردم ایران نمیداند و دغدغههای آنها را ندارد.
تضعیف مشروعیت سلطنت: وقتی شاه در زمان بحران یا نیاز، در کشور حضور نداشته باشد، جایگاه و مشروعیت او در نزد مردم خدشهدار میشود.
زمینه سازی برای نارضایتی عمومی و شورش: بیتوجهی شاه به امور مملکت میتوانست به افزایش نارضایتی عمومی و در نهایت شورشها یا جنبشهای سیاسی علیه سلطنت دامن بزند.
به طور کلی، غیبت طولانی مدت پادشاه در پایتخت و کشور، به ویژه در دورههای حساس تاریخی، اغلب باعث تقویت باور به ناکارآمدی و بیلیاقتی او و تضعیف پایههای حکومت میشد.
جواب سوال سوم: پیامدهای جنگ جهانی اول: پیمان ورسای باعث تحقیر و خشم آلمان شد و کشورهای جدید اروپایی با تنشهای قومیتی روبرو بودند.
ظهور ایدئولوژیهای افراطی: نازیسم در آلمان، فاشیسم در ایتالیا و نظامیگری در ژاپن، با سیاستهای توسعهطلبانه و نژادپرستانه، تهدیدی برای صلح جهانی بودند.
ضعف جامعه ملل: این نهاد بینالمللی نتوانست در برابر تجاوزات کشورها قاطعانه عمل کند.
سیاست مماشات: قدرتهای غربی (بریتانیا و فرانسه) با امتیاز دادن به هیتلر، او را جسورتر کردند.
رکود اقتصادی بزرگ: بحران اقتصادی جهانی باعث بیثباتی اجتماعی و سیاسی شد و زمینه را برای روی کار آمدن افراطیون فراهم کرد.
تنشهای ارضی و ملیگرایی: اختلافات مرزی و خواستههای ملیگرایانه، تنشها را افزایش داد.
این عوامل در مجموع، زمینه را برای وقوع جنگ جهانی دوم فراهم کردند.
جواب سوال4:استالین برای صنعتی کردن سریع شوروی، برنامههای پنجساله را اجرا کرد که شامل موارد زیر بود:
تمرکز بر صنایع سنگین: اولویت با تولید فولاد، زغالسنگ، نفت و ماشینآلات.
جمعیسازی کشاورزی: ادغام مزارع برای تأمین غذا و نیروی کار صنایع (که منجر به قحطی و مرگ میلیونها نفر شد).
برنامهریزی متمرکز: دولت مرکزی تمام جنبههای اقتصاد را مدیریت میکرد.
استفاده از کار اجباری: اردوگاههای کار (گولاگ) برای پروژههای بزرگ استفاده میشدند.
سرکوب شدید: مخالفان و حتی متخصصان بدون اغماض مجازات میشدند.
نتیجه: شوروی به سرعت صنعتی شد اما با هزینه انسانی بسیار بالا و کمبود شدید کالا برای مردم.
جواب سوال 5:زمان و چگونگی به دست گرفتن تأسیسات نفت جنوب:
••اشغال اولیه (اوت ۱۹۴۱): پس از آغاز اشغال ایران توسط نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب و غرب، کنترل مناطق مختلف ایران به تدریج به دست متفقین افتاد.
تأمین امنیت منابع نفتی: با توجه به اهمیت استراتژیک منابع نفتی جنوب ایران برای بریتانیا، نیروهای این کشور مسئولیت تأمین امنیت و بهرهبرداری از تأسیسات نفتی در این مناطق را بر عهده گرفتند. این شامل میادین نفتی و تأسیسات پالایشگاهی مانند پالایشگاه آبادان بود.
••نقش شرکت نفت ایران و انگلیس: در آن زمان، شرکت نفت ایران و انگلیس (Anglo-Persian Oil Company) بهرهبرداری از منابع نفتی جنوب را در دست داشت. با اشغال ایران، بریتانیا کنترل عملیاتی این شرکت را به طور کامل در دست گرفت تا از تأمین سوخت مورد نیاز نیروهای خود و متحدینش اطمینان حاصل کند.
کنترل عملیاتی، نه مالکیت: نیروهای متفقین، به خصوص بریتانیا، کنترل عملیاتی و امنیتی تأسیسات نفتی را به دست گرفتند تا جریان تولید و صادرات نفت را برای اهداف جنگی خود مدیریت کنند. این به معنای تملک کامل تأسیسات نبود، بلکه تضمین دسترسی و استفاده از آنها بود.
___به طور خلاصه، نیروهای متفقین (بریتانیا) در جریان اشغال ایران در اوت ۱۹۴۱، کنترل عملیاتی و امنیتی تأسیسات نفت جنوب را به دست گرفتند تا از این منابع حیاتی برای پیشبرد اهداف جنگی خود استفاده کنند. این اقدام بخشی از استراتژی گستردهتر متفقین برای تأمین امنیت خطوط تدارکاتی و جلوگیری از دستیابی دشمن به منابع کلیدی بود
جواب سوال6:در زمان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم (اوت ۱۹۴۱)، دولتهای بریتانیا و شوروی متعهد شدند که:
به استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی ایران احترام بگذارند.
پس از پایان جنگ، خاک ایران را ترک کنند.
در امور داخلی ایران دخالت نکنند.
مایحتاج نیروهای خود را تأمین کنند و خسارتی به اقتصاد ایران وارد نکنند.
اما در عمل:
نقض تعهد خروج: شوروی پس از پایان جنگ، از خروج نیروهای خود از ایران (به ویژه آذربایجان) خودداری کرد که منجر به بحران شد.
دخالت در امور داخلی: هر دو کشور در سیاست داخلی ایران نفوذ داشتند.
خسارات اقتصادی: اقتصاد ایران به شدت آسیب دید، تورم و قحطی گستردهای رخ داد و خسارات وارده به طور کامل جبران نشد.
در نتیجه، تعهدات متفقین به طور کامل رعایت نشد و دوران اشغال سختیهای زیادی را برای ایران به همراه داشت.