نیما کاکایی

نگارش نهم. درس 2 نگارش نهم

انشا در مورد سفر کوتاه که واژه های مترادف و متضاد و شبکه معنایی و گسترش واژه در آن داشته باشد هر اول نفر بفرسته تاج میدم ضرور میخوام 😭🙏🥺

جواب ها

martia boy

نگارش نهم

مادر تعطیلات تابستان با خانواده ام تصمیم گرفتیم که به مشهد برویم. سفر ما ساری تا مشهد بود که تصمیم گرفتیم که با قطار برویم. وقتی به مشهد رسیدیم تمام اطراف حرم را برای اجاره کردن اتاق یا خانه گشتیم. به هر کوچه ای که می رسیدم چند نفر ایستاده بودند و پدرم از آن ها قیمت خانه می پرسید تا جایی که برای ما مناسب تر هست را انتخاب کنیم. بالاخره بعد از یک ساعت جستجو و دیدن اتاق ها و سوئیت های مختلف یک جای تمیز و خوب پیدا کردیم که می شد حرم را از پنجره اش تماشا کرد. وسایل مان را در سوئیت گذاشتیم و کمی استراحت کردیم، بعد پدرم گفت آماده شویم تا به زیارت برویم. همگی آماده شدیم و چون فاصله ی زیادی با حرم نداشتیم پیاده راه افتادیم. من و مادرم در حیاط از پدر جدا شدیم و به داخل حرم رفتیم و با هم زیارت نامه و نماز خواندیم، پس از تمام شدن زیارت، دوباره به حیاط بر گشتیم و منتظر شدیم پدر هم زیارتش تمام شود. ما سه روز در مشهد ماندیم و در آن سه روز صبح ها و عصر ها با هم به زیارت می رفتیم و بقیه روز را در شهر می گشتیم. در روز آخر مادر، پدرم و من برای دوستان و فامیل کمی سوغاتی خریدیم. بعد از سه روز که به همه ی ما خیلی خوش گذشت دوباره وسایل مان را جمع کردیم و آماده ی برگشتن به شهر خودمان شدیم. ((بفرما داداش امیدوارم خوشت اومده باشه خودم‌ نصفشو نوشتم لطفا تاج بده فک نکن زیاده اگه کنار هم بنویسی کم میشه تاج بده لطفا❤️🗿))
سانای

نگارش نهم

--- ✨ انشا: «سفری کوتاه، اما به‌یادماندنی» هفته‌ی گذشته، همراه خانواده‌ام به سفری کوتاه رفتیم. مقصد ما شهر شمالی رامسر بود؛ جایی که کوه و دریا در کنار هم، زیبایی و آرامش را به تماشاگر هدیه می‌دهند. صبح زود، وقتی آفتاب تازه از پشت کوه‌ها بالا می‌آمد، حرکت کردیم. هوا خنک و پاک بود و نسیم ملایمی صورت مرا نوازش می‌داد. در مسیر، از میان جنگل‌های سبز عبور کردیم. بوی درخت و خاک نم‌خورده در هوا پیچیده بود. صدای پرندگان، مثل آهنگی دل‌انگیز، فضای جاده را پر کرده بود. هر چه جلوتر می‌رفتیم، خستگی جای خود را به شادی می‌داد. وقتی به مقصد رسیدیم، کنار دریا نشستیم. موج‌ها یکی‌یکی به ساحل می‌آمدند و سکوت درونم را می‌شکستند. حس کردم که این سفر، هرچند کوتاه بود، اما پر از معنا و تجربه بود. فهمیدم گاهی برای آرامش نیازی به سفرهای دراز و پرهزینه نیست؛ کافی‌ست دل را به طبیعت بسپاری. عصر که خورشید غروب کرد، آسمان نارنجی شد و کم‌کم شب تاریک از راه رسید. ما با دلی روشن و ذهنی آرام به خانه برگشتیم. --- 🟢 واژه‌های مترادف (هم‌معنی): زیبا ↔ دل‌انگیز، خوش‌منظر سفر ↔ گردش، مسافرت خسته ↔ درمانده، ناتوان آرامش ↔ آسودگی، سکون کوتاه ↔ مختصر، اندک --- 🔴 واژه‌های متضاد (متناقض): روشن ↔ تاریک خستگی ↔ نشاط کوتاه ↔ بلند صبح ↔ شب سرد ↔ گرم --- 🕸 شبکه‌ی معنایی واژه‌ی «سفر»: سفر → حرکت، جاده، مقصد، وسیله، همراه، چمدان، طبیعت، خاطره، تجربه، بازگشت ---

سوالات مشابه درس 2 نگارش نهم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام