مهسا گلیلو

نگارش نهم.

اینو برام جواب بدین دااا

جواب ها

جواب معرکه

𝐸𝓁𝒶𝒽𝑒

نگارش نهم

عیادت طولانی روزی مردی برای عیادت یکی از آشنایانش که بیمار شده بود به خانه او رفت. وقتی وارد اتاق شد، کنار بستر بیمار نشست و شروع کرد به حرف زدن. از هر دری صحبت می‌کرد؛ از بازار و کار گرفته تا خاطرات قدیمی. بیمار هم از روی ادب چیزی نمی‌گفت و فقط گوش می‌داد. زمان گذشت و مهمان همچنان مشغول حرف زدن بود و قصد رفتن نداشت. کم‌کم حال بیمار بدتر شد و از خستگی چشم‌هایش را بست. در آخر، مرد که تازه یادش افتاده بود چرا آمده، پرسید: «راستی از چه دردی رنج می‌بری؟» بیمار آهی کشید و با لبخند گفت: «از دردِ زیاد نشستنِ تو کنار تختم!» پیام این حکایت این است که گاهی آدم‌ها برای کمک می‌آیند، اما اگر حال طرف مقابل را در نظر نگیرند، حضورشان بیشتر باعث زحمت می‌شود تا کمک.

جواب معرکه

هانیه

نگارش نهم

بفرما

سوالات مشابه