۱۰ آنچه تا امروز به اسم علوم اجتماعی به مطالعه گروه ها جوامع و فرهنگ ها می پرداخت دانشی جهان شمول نبود بلکه روایت آن چیزی بود که مردان سفید پوست اروپایی می پنداشتند و هویت زنان رنگین پوستان و غیر اروپاییان را نایده می گرفت و هیچ فرهنگ و هویتی نمی پسندد که موضوع نظریه هایی باشد که در زمینه فرهنگی و تاریخی دیگری شکل گرفته اند هر گروه جامعه و فرهنگی میخواهد از چشم خودش به خود بنگرد و نه از چشم دیگران
۱۱ اگر ادعا شود دانش تماماً محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی است و جوامع و فرهنگ ها نیز متفاوتاند تازه درون هر جامعهای گروههای مختلف وجود دارند و درون هر گروهی افراد مختلف وجود دارند و هر گروه جامعه و فرهنگی نیز دانش خاص خود را تولید میکند چگونه میتوان گفت که دانش و شناختی بهتر از شناخت دیگری است؟ چگونه میتوان میان شناختهای مختلف داوری کرد و شناخت صحیح را تشخیص داد میبینید که پایبندی کامل به این رویکرد امکان شناخت واقعی را از انسانها میگیرد و قطعاً رویکردی که اساس دانش را انکار میکند نمیتواند قابل قبول باشد