نوشته‌زيررا تا‌۲‌بند‌بنویسید‌باید هوا‌بارانی‌بود، ازخانه‌به‌ سمت‌مدرسه پياده راه‌افتادم‌،اتوبوسی‌باسرعت‌از کنارم‌رد‌شد نگاهی‌به خودم‌انداختم‌ودیدم.........

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

دیدم که من هنوز با پای پیاده به مدرسه میروم اما سارا و عاطفه با اوتوبوس ناراحت شدم که چرا منم نمی توانم مثل بقیه دوستانم با اتوبوس به مدرسه بروم و نیازی نباشد این همه راه را طی کنم. بند ۲ نزدیک مدرسه بودم دیدم اوتوبوس چپ کرده و چند نفری هم زخمی بودند ؛با ترس و ارز از آنجا رفتم به سمت مدرسه و هی در دل خود خداوند را شکر می کردم که چنین نعمت بزرگی را به من داده است .
کسی کاملا شبیه به من انجاست انگار آینده من در ان اتوبوس بود نگاهم به نگاهش برخورد کرد چشمانش خسته و لباس های کهنه فریاد زد :بیشتر تلاش کن ، اینده ما نباید اینطور بماند مرا دوباره مایوس نکن از ترس و شک چشمانم را بستم اتوبوس دیگر انجا نبود انگار اب شده بود و در زمین رفته بود....
مقداری از ابه جاده بر روی من ریخته شده بود وضعیت بدی سود باران شدید تر شد و من سریع تر دویدم کیفم را روی سرم گرفتم و به سمته خونه حرکت کردم از پله ها پایین رفتم چکمه های مشکی پر از لبم رو گوشه ایی از ایوان رها کردم دره خانه را باز کردم و هوای بارانی هام را بین اوردم قطرات اب روی سرامیک چوبی ریخته میشدن دمپایی های مخملی ام را پا کردم و به سمته حموم رفتم دوشی گرفتم و روی مبل نشستم طولی نکشید که زن که خونه به صدا در امد در را باز کردم پیک موتوری غذای سفارشی ام را اورده بود غذای را میل کردم غذا سرد بود و مزه نمیداد دلم برای روزایی تنگ شده بود که مادرم از اشپز خونه صدام میزد و از من می رسید فردا چی دوس داری بخوری یا برای زمانی که مامانم خوروش سبزی درس کرده بود و من تا چند ساعت اعتصاب غذا می کردم تا اینکه بابام با پوفک و بستنی به خونه می امد الان چندیدن سال از نبود جفتشون میگذره دلم میخواد برای اخرین بار در بغل بکیذموشون و ازشون تشکر کنم و بهشون بگم چقدر دوسشون دارم

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم