بار کج به منزل نمیرسد
خانواده ای دارای دو فرزند پسر بودند. یکی از آنها فرزند سالم و درستکاری بود اما دیگری از هر راه و روشی بر سر مردم کلاه می گذاشت و پول جمع می کرد. پدر خانواده سخت بیمار شد و از دنیا رفت. پسر خلافکار تمام اموال پدر را با دوز و کلک به نام خود کرد و هیچ چیز برای برادر و مادرش باقی نگذاشت. برادر درستکار به او گفت: «بار کج به منزل نمی رسد». سال ها از این مساله گذشت و هر دو برادر ازدواج کردند و بردار درستکار در یک نانوایی مشغول به کار بود. اما بردار خلافکار ثروت زیادی جمع کرده بود و دائما در حال مسافرت و خوش گذرانی بود. ناگهان برادر خلافکار بدون هیچ گونه سابقه بیماری، به شدت بیمار گشت و برای درمانش نیاز به پول زیادی بود. او تمام ثروت خود را صرف درمان کرد و دیگر هیچ پولی برایش باقی نماند. حتی با این وجود هم بیماری او به طور کامل درمان نشد. این یک نمونه بارز از «بار کج به منزل نمی رسد» است»