**۱. کلمات و معنی:**
* **ابر:** تودهای از بخار آب یا بلورهای یخ که در آسمان دیده میشود.
* **عدالت:** انصاف، دادگری، رعایت حقوق دیگران.
* **استراحت:** آسایش، آرامش، رفع خستگی.
**۲. هم خانواده:**
* **فاتحه:** فتاح، مفتوح، فتوح، فاتح، فتح، مفتاح.
**۳. مخالف:**
* **تسلی:** تشدید، اضطراب.
* **تعالى:** انحطاط، تنزل.
**۴. جای خالی:**
* اندیشه **نایاب**
* **تمثیل گویی**
**۵. سادهسازی:**
* آشکار میشود.
* سوم اینکه، باید بداند که چه نوع سخنی برای جمع مناسب است و بیشتر از آن سخن بگوید که مردم به آن علاقه دارند.
* پنجم، حرفهای غیرممکن و بیمعنی نزنند، زیرا باعث میشود در نظر مردم بیارزش شوند.
**۶. شکل درست واژه:**
* محنت
* سلاطین
**۷. جمله سازی:**
* شنیدن و خواندن قصه بسیار فایده دارد.
* و آنکه سخن چالاک نباشد، خام چست به درآید.
**۸. غلط املایی و شکل درست:**
* مزن، قصه، نظم، اعتدال
* شکل درست متن: 'چهارم نسر را وقت به وقت مزن آراسته گرداند که بزرگان گفتهاند نظم در قصه خوانی چون نمک است. در دیگ اگر کم باشد تمام بیمزه بود، اگر بسیار گردد شور شود، پس اعتدال را باید داشت.'