بیتا

فارسی ششم.

یک داستان برای ارایه مناظره و شخصیت بخشی بنویسید به ۵ نفر اول معرکه میدم

جواب ها

نابغه

فارسی ششم

معرکه فراموش نشه گزارش میکنم امروز خانم چنگال و آقای قاشق از هم دور افتاده بودند . آقای قاشق به تنهائی اولین لقمهٔ غذا را برداشت ، اما دانه های برنج از بشقاب بیرون ریخت . خانم چنگال تلاش می کرد مقداری از ماست را از داخل کاسه بر دارد ، اما موفق نمی شد . آقای قاشق می خواست تکه ای گوشت را بردارد ، اما نمی توانست . خانم چنگال به آقای قاشق فکر می کرد که همیشه با مهربانی به او کمک می کرد . آقای قاشق هم به خانم چنگال فکر می کرد و آرزو می کرد که ای کاش در کنار هم بودند . خانم چنگال ، با بی حوصلگی به سمت بشقاب غذا رفت تا لقمه ای بردارد ! آقای قاشق هم به همان سمت می رفت و ناگهان ، آقای قاشق و خانم چنگال با هم برخورد کردند . وای چقدر از دیدن یکدیگر خوشحال شدند . حالا باز هم مثل گذشته آقای قاشق و خانم چنگال با کمک هم لقمه های غذا را بر می داند و مواظبند که سر غذا از همدیگر دور نباشند .

سوالات مشابه

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام