بچه ها یچیز میگم باور نمی کنید. الان سا عت یک و یک دقیقه شبه پنج دقیقه پیش با داداشم از خونه اون یکی داداشم داشتیم میومدیم یه گربه دیدم گفتم عه پیشی گوگولی پیش پیش کردم سرش و بلند کرد یه چشمش و کج کرده بود داداشم ترسید تا اخر راهم چشم تو چشم کرد فکر کنم تو زندگی قبلیش لات پایین شهر بوده بخدااااا