زمانی که امام خمینی از در وارد میشد احساس میکردم که از لا به لای آن گردبادی از نیروی معنوی وزیدن گرفت. در آن هنگام حس کردم که با حضور او همه ما کوچک شدهایم و گویا در سالن کسی جز او باقی نمانده است.
زمانی که بر روی صندلی خود نشست احساس کردم که نیرویی از وجودش ساطع میشود؛ چرا که امام خمینی بسیار جدی و استوار و مسلط بود. کمترین چیزی که میتوانم بگویم این است که گویا او یکی از انبیای گذشته است و یا این که او موسای اسلام است و آمده تا فرعون کافر را از سرزمین خود براند.