کسی انشا خلاصه نویسی نوشته؟ اگه اره لطفا بفرستید

تبلیغ

تدریس رایگان زیست

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

دریافت تدریس رایگان

جواب ها

رضا کودکی ۸ ساله بود ک از همان وقتی ک به کوچه پاگذاشت کارش این بود ک زنگهای همسایه را بزند و فرار کند هر روز در خانه آنها می امدند تا به مادرش شکایت کنند. ولی رضا از رو نمیرفت و هر روز به کوچه های بعدی میرفت و زنگ خانه های جدید را میزد روزی مردی برخلاف دیگر همسایه ها عمل کرد و بجای اینکه به جلوی در خانه انها برود او جلوتر از رضا ک داشت زنگ را میزد رضارا در کوچه دید به کنار او امد و خود را مشتاق آن کار نشان داد و او را همراهی کرد بعد از مدتی رضا از اینکار خسته شد مرد خانه آنهارا میشناخت او را به قصد به در خانه اشان برد و مرتب زنگ خانه رضا را زد و رضا مرتب داد میزد انجا خانه ماست نزن مادرم اذیت میشود بعد از مدتی داد زدن رضا مرد دست از کارش کشیدو گفت پسرم همانگونه ک مادرت الان ازرده خاطر شد کار توهم باعث ازار بقیه هست پس چون چیزی را برای خود نخواهی برای دیگران هم نخواه.

سوالات مشابه درس ششم نگارش یازدهم

صحرا عسگری · درس ششم نگارش یازدهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم